بعضی اوقات از اینکه در این زمانه متولد شده و زندگی می کنم یک کوه غم بر دلم می نشیند. زمانه ای که از هر طرفی که بخواهی به آن نگاه کنی تنها غم است و غم است و غم. یک گوشه اش می شود اینکه امام معصوم ما در غیبت است و شیعه مظلوم تر از هر زمان دیگری در دنیاست. زمانه ای که هتاکان، باورهایت را نشانه گرفته اند و تو باید بنشینی و تماشا کنی این هتاکی ها را از سوی عده ای آدم، که سنگین است عنوان "آدم" برایشان. زمانه ای که اطرافت را پر کرده اند انسان هایی که فاصله ها دارند با انسانیت. کسانی که دم از انسانیت و احترام به باورها می زنند اما در میدان عمل، تمام این لغات زیبا را "کشک" معنا می کنند. ادعای روشنفکری دارند اما مرام و مسلکشان خلافِ آن است. یکی از این مدعیان، همانی است که دهانش را باز می کند و هرچه به آن مغز خالی از فکرش رسید علیه باورهای جمعیتی می خواند و اسم روشنفکر هم بر خود می گذارد. دیگری هم دست اندرکاران خبیث شبکه ای ( بی بی سی و وی اُ ای) هستند که مزخرفاتِ ذهنی بیمار را منتشر می کنند و باید از آنها پرسید که احترام به باورها را قربانی کدام سیاست خبیثانه تان کردید؟ و دیگری و دیگری که همه دست نشانده ی دیگرانی هستند که فعلا مجال پرداختن به فکرهای تاریک آنها نیست. یکی دیگر از ویژگی های این زمانه هم همین است که عده ای ظالم باشند و عده ای دیگر مظلوم. خوشحالم که حداقل از دسته ی ظالمان نیستم اما می خواهم تنها تماشاگر این مظلومیت هم نباشم. من مظلومیت امام غریبمان، امام هادی(ع) را در شب شهادتش چماقی می کنم بر سر این مدعیان که بیزارم از ادعاهای دروغینشان.

آزادی، دموکراسی، انسانیت، روشنفکری و احترام به باورها در دایرة المعارفِ شما چه زشت معنا می شود.
برچسبها: امام هادی ع, شاهین نجفی, احترام به باورها, دروغگویان غربی










